تبليغاتX
دنیای خواب - حلقه

دنیای خواب

يه روزي يه جايي يه جوري يه كسي يه چيزي صبر داشته باش صبر داشته باش

 

حلقه

 

دخترك خنده كنان گفت كه چيست

راز اين حلقه زر

 راز اين حلقه كه انگشت مرا

اين چنين تنگ گرفته ست به بر

 

راز اين حلقه كه در چهره او

اين همه تابش و رخشندگي است

مرد حيران شد و گفت:

« حلقه خوشبختي ست، حلقه زتدگي است!»

 

همه گفتند : « مبارك باشد! »

دخترك گفت : « دريغا كه مر باز در معني آن شك باشد. »

 

سالها رفت و شبي

زني افسرده نظر كرد بر آن حلقه زر

ديد در نقش فروزنده او

روزهايي كه به اميد وفاي شوهر

به هدر رفته ، هدر

 

زن پريشان شد و ناليد كه واي

واي، اين حلقه كه در چهره او

بازهم تابش و رخشندگي است

حلقه بردگي و بندگي است!

 

فروغ

 

+نوشته شده در 86/04/27ساعت17توسط هما | |