تبليغاتX
دنیای خواب

دنیای خواب

يه روزي يه جايي يه جوري يه كسي يه چيزي صبر داشته باش صبر داشته باش

 

نگاهي به پديده‌ي دختران فراري

بهزيستي، نيروي انتظامي، شهرداري:

به ما مربوط نيست

هنگام غروب، وقتي پا در پارك مي‌گذاري چشمان معصومي را مي‌بيني كه در گوشه و كنار پارك تو را زير نظر دارد. چشماني كه معلوم نيست به كدامين گناه، هم اكنون بايد در انتظار دستان هوسباز، مهروز نما باشند و در اين ميان هراس در چشمان كودكي سه ساله از دور تو را جلب مي‌كند.
كودكي كه ناخواسته پا به دنيا گذارده و نمي‌داند پدرش را بايد در كدامين گوشه اين كشور پيدا كند. نمي‌داند چگونه بايد سراغ پدر را از مادر بيست  دو ساله‌اش بگيرد. در گوشه ديگر از اين پارك، چشمان حريصي را مي‌بيني كه در انتظار شكارش نشسته است و دختران معصومي را مي‌بيني كه خواسته يا ناخواسته در دام اين شكارچي گرفتار مي‌شوند.و بخاطر يك اسكناس سبز حاضرند پاي در هر جايي بگذارند و به هر كاري تن دردهند. و بعد مانند دستمالي آلوده به گوشه‌اي پرتاب شوند و فردا دوباره ظاهر خود را بيارايند و در انتظار آغوش بظاهر پر مهر و محبت ديگري بنشينند تا تمام موجوديت خو را به او اجاره دهند....



ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت23توسط هما | |

 

نگاهي به پديده‌ي رواج سيگار در بين دختران

توهم فرار از مشكل

گودي پاي چشمانش او را به زني چهل يا پنجاه ساله شبيه كرده بود. كسي باور نمي‌كرد او يك دختر هجده ساله است. دختري كه بايد سرشار از انرژي باشد و به فكر ساختن آينده‌اي روشن. اما انگار او سعي در ويران‌كردن تمام آرزوهايش داشت. لبهايش از كبودي به سياهي مي‌زد. دندان‌هايش مثل زردي گندم بود. هوا رو به تاريكي مي‌رفت. گوشه دنجي از پارك روي نيمكتي نشسته بود و با ولعي وصف‌نشدني به سيگارش پك مي‌زد. به آرامي كنارش نشستم ولي او ...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت23توسط هما | |

 

استان مركزي در گذر زمان


شهر اراك نسبت به ساير شهرهاي استان از قدمت چنداني برخوردار نيست. زيرا زمان احداث شهر به دوره قاجار و سلطنت فتحعلي شاه مي رسد. در اوايل سلطنت قاجار در بلوك عراق قسمت زيادي از محدوده استان مركزي به علت وسعت زياد و جمعيت فراوان، همواره ناامن بود. در زمان فتحعلي شاه كه قشوني به نام عراق تشكيل گرديد، يوسف خان گرجي از فتحعلي شاه تقاضا كرد تا براي اين مركز قشون عراق عجم قلعه ايي نظامي احداث كند، با احداث اين قلعه به نام »سلطان آباد« بناي اوليه شهر نهاده شد كه در سال...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت23توسط هما | |

 

نگاهي به آثار تاريخي استان مركزي

استان مركزي به لحاظ جاذبه هاي فرهنگي و تاريخي متعدد جزء مهمترين استان هاي كشور محسوب مي شود.
آثار، بناها و مكان هاي باستاني و تاريخي استان مركزي در هر يك از شهرهاي استان واقع و خودنمايي مي كند.
آثار تاريخي شهر اراك كه در مركز استان واقع شده است عبارتند از: بازار سرپوشيده اراك در زمان پادشاهي فتحعلي شاه قاجار در بافت مركزي شهر اراك (سلطان آباد سابق) توسط يوسف خان گرجي بنا شده است، اين بناي با ارزش تاريخي كه تلفيقي از معماري مدرن و سنتي ايران است در چهار جهت شمال، جنوب، شرق و غرب شهر احداث گرديده است كه شامل ...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت23توسط هما | |

 

يك استان وچهار موزه

آشنايي با آداب و رسوم گذشتگان را شايد بتوان يكي از مهمترين پله هاي ترقي در راه توسعه هر كشور عنوان كرد. به همين جهت و به دليل يادآوري هويت هر قومي، مكان هاي خاصي عموما با بنياني اصيل در نظر گرفته مي شود. در اين مكان ها اشياء، ابزار و ادوات جنگي، كه نشانگر آداب و رسوم زندگي و ...  كه از گذشتگان به جاي مانده در معرض ديد عموم گذاشته مي شود.
اين مكان ها كه در فرهنگ عمومي با عنوان موزه از آنها نام برده مي شود، عموما با بي مهري مسوولان مربوطه مواجه مي شوند كه البته بي تفاوتي مردم نيز باعث شده تا اين موزه ها، تقريبا خالي از بازديد كننده باشند...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت22توسط هما | |

 

نگاهي به پروژه‌ي پل زيرگذر ميدان جهاد در اراك

انتظار مردم، تعلل مسئولين

دو ـ سه سالي مي شود كه مردم شنيده اند قرار است يك طرح جديد را در اراك اجرا كنند و يك سالي مي شود كه شاهد شروع اين پروژه هستند. اما مردم نمي دانند چرا پروژه اي كه قرار است خيلي از مشكلات رفت و آمد مردم را حل كند به گودالي تبديل شده است و هيچ روند مثبتي كه نويدي از پيشرفت پروژه را بدهد نمي بينند. فقط شنونده صحبت هايي هستند كه از زبان مديران شهري نقل قول مي شوند. مردم مي شنوند كه فلان مدير شهري ...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت22توسط هما | |

 

علي رغم اصلاحات انجام شده

ميدان سرداران همچنان پر ترافيك است

سرويس مدارس هر كدام از سويي به سمت ميدان در حركت اند. كمي آن طرف تر صداي آژير آمبولانس به گوش مي رسد و آن سوي ميدان منتظر توقف اتوبوس زردي هستند تا سر كلاس خود حاضر شوند. چند مترپايين تر چهار ميدان در جلو چشم توست و حيرت مي كني با كدامين منطق اين چهار ميدان به فاصله ده متر از يكديگر قرار گرفته اند. اين ميدان ها از سمت راست به خياباني چند متري و از سمت چپ خود نيز سردرگم اند كه به كدامين خيابان متصل اند. ترافيك سنگين اين ميدان هر روز وقت هزاران نفر از مردم شهر اراك را به خود اختصاص مي دهد. و ميله هاي آهني در كنار سنگ هاي سخت اين خيابان تركيبي ناهمگون از خشونت زندگي در يك شهر صنعتي را نمايش مي دهد و در اين همه بي تدبيري مديران شهري به چشم مي خورد...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت22توسط هما | |

 

بيش از ده  درصد كارگران در استان مرکزی معتاد هستند


مواد مخدر يكي از معضلات مهم جامعه بشريت است كه عليرغم به كارگيري تدابير متعدد در زمينه مهار يا كاهش آن به موفقيت چنداني در اين زمينه در جامعه بشريت به دست نيامده است.
مسئله مواد مخدر در ايران نيز به عنوان يك گذرگاه استراتژيك از حساسيت خاصي برخوردار است و به دليل موقعيت جغرافيايي كشورمان اين معضل را از نزديك لمس مي كند. و تقريبا هر روز شاهد مرگ صدها نفر از معتادين هستيم كه به دليل مسائل خاص روحي، رواني و به بهانه فرار از مشكلات زندگي به اين معضل روي آورده اند.
اما اين مسئله در شهري صنعتي مانند اراك، تبعات خاص خود را دارد و مي توان گفت: عمده ترين مشكل اين شهر در اين زمينه، اعتياد در كارخانجات است. طبق آمارهاي اعلام شده در شوراي مبارزه با مواد مخدر...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت22توسط هما | |

 

نگاهی به وضعیت بیمارستان آیت ا.. خوانساریپس از چهارده سال:

 دوبار افتتاح و هنوز تعطیلی

حدود چهارده سال پيش در خيابان دانشگاه نزديكي قنات ناصري تابلويي نمايانگر شد كه حاكي از وجود بيمارستاني به نام » آيت ا... خوانساري « در اين خيابان بود، بيمارستان با حضور جمع كثيري از مسوولين استاني افتتاح شد. اين امر موجب خوشحالي و شور و شوق در ميان مردم گرديد اما با گذشت چهارده سال از آن روز تاكنون هيچ‌كس شاهد فعاليت اين بيمارستان نبوده و هر روز شاهد تخريب ساختمان و تجهيزات داخلي اين بيمارستان بوده‌ايم. چهارده سال است تمامي كساني كه شاهد تابلو سبز رنگ بيمارستان هستند از خود دليل افتتاح بدون سرانجام اين بيمارستان را مي‌پرسند.
گفته مي‌شود...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت22توسط هما | |

مدیر بیمارستان ولیعصر:

کمبود نیروی انسانی عمده ترین مشکل بیمارستان ولیعصر(عج)

در يكي از مركزي ترين نقاط شهر ايستاده ام. بخشي از شهر كه خيابان هاي اصلي را كه به يكديگر متصل مي كند. قسمتي از شهر كه در خيابان هايش هر راننده اي براي خود، سازي كوك كرده و به سمتي مي رود. در بعضي از ساعات روز عبور و مرور در اين خيابان به حداكثر خود مي رسد. پشت سرم را مي نگرم فقط خاك، آلودگي، دستگاه هاي راهسازي و مصالح ساختماني را مي بينم. بوي بنزين نيز گه گاه به مشام مي رسد.
من در مقابل يكي از قديمي ترين بيمارستان هاي شهر ايستاده ام. بيمارستاني كه قريب به 70 سال از عمرش مي گذرد...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت22توسط هما | |

 

مردم هنوز از پله ها بالا می روند

حدود يك سال پيش در چنين روزهايي مردم اراك شاهد تغييراتي در بخشي از شهر خود بودند. چندين درخت قطع شد. هشت گودال در مركزي‌ترين نقطه شهر حفر شد، قسمتي از خيابان و پياده‌رو بر روي مردم بسته شد. اينها همه را بر اين سوال واداشت كه چه اتفاقي قرار است رخ دهد و شهرداري چه نقشه جديدي را براي ابتداي بازار و مقابل مركز خريد فردوس دارد؟ بالاخره به از گوشه و كنار به گوشه رسيد كه بعد از سال‌ها صحبت و شايعه قرار است...         


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت22توسط هما | |

 

اینجا فوتبال است اما از داور خبری نیست

چند گامي با تو فاصله دارد. شايد اگر گوش دهي صداي نفس‌هايشان را بشنوي و صداي قلب‌هايي كه فرياد مي‌زنند از هزاران راه رفته و نرفته. بارها و بارها از آنجا عبور كرده‌اي اما با چشماني بسته و مه گرفته، شايد به خاطر دغدغه‌هاي فكريت و شايد هم به خاطر نداشتن قلبي كه براي چند ثانيه صداي طنين‌انداز آهي را در وجودت فرياد بزند. نمي‌گويم مقصر هستي فقط مي‌گويم چشمانت را باز كن و با دقت بيشتري به اطرافت بنگر، شايد چشمان قلبت نيز باز شود و انسان‌هايي را در اطرافت ببيني كه تمام دغدغه‌اي ذهنيشان امنيت خواب شيرين شبانه‌اي كودكانشان است.
اينجا » فوتبال« است. همانجايي كه در بلندترين نقطه‌اي شهر تو ...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت22توسط هما | |

 

نگاهي به حاشيه‌ها و حاشيه‌نشين ‌اراك


اينجا منطقه‌اي است كه نام و نشان ندارد!


اينجا جايي‌ست در شهر زندگي تو. خيلي دور نيست. شايد يك خيابان و شايد هم يك كوچه با تو فاصله داشته باشد. اما كوچه‌هايش با كوچه‌هاي محله تو فرق دارد. كوچه‌هاي اينجا هم رنگ كوچه‌هاي محله تو نيست. كوچه‌هاي اينجا هنوز مثل يك روستا از خاك پوشيده شده است. كوچه‌هايي به ظاهر خلوت و ساكت. كوچه‌هايي كه خيلي وقت است گرد و خاكش مهمان خانه‌هاي اينجاست. تو فكر مي‌كني كه اينجا خبري نيست اما پشت اين بي‌خبري، پشت ديوار خانه‌هاي بي‌حساب قلب‌هاي پر از درد و رنجي...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت18توسط هما | |

 

اينجا از زيبايي يك كوچه باغ خبري نيست


خيلي دور نيست، مردم اينجا شايد از ما به ما نزديك‌‌ترند، اما با زندگي‌اي متفاوت با زندگي ما. اينجا از زيبايي يك كوچه باغ خبري نيست، نه شباهتي به باغ دارد، نه شباهتي به شهر و نه حتي شباهتي به يك روستا. اينجا شكل خاص خودش را دارد، كوچه‌هاي پرشيب و هزار پله. خانه‌هاي ...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت17توسط هما | |

 


اينجا فقر بيداد مي‌كند


اينجا كمي آنسوتر از جايي است كه تو زندگي مي‌كني. اما، اينجا خبري از چيزهايي كه تو مي‌بيني نيست. اينجا مانند مكان زندگي تو انتهاي كوچه‌هايش به خيابان نمي‌رسد، كوه‌ها ختم اين گذرها هستند. در كوچه پس كوچه‌ها و حتي خيابان‌هايش ماشين نمي‌تواند عبور كند. كوچه خيابان‌هاي اينجا جوي آب ندارد. آب‌هاي آلوده خانه‌ها مثل هنگامي كه در محل زندگي تو باران مي‌آيد سطح كوچه‌ها و خيابان‌ها از بالاترين تا پايين‌ترين كوچه را خيس مي‌كند. كمي آن طرفتر از محله زندگي‌ات...


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت17توسط هما | |

 

 

 

اينجا شهرك ابوالفضل، كجاست دست ناجي‌اش

 

 


با جاده فاصله‌ي چنداني ندارد. فقط كافي است تقاطع رنگ پريده‌ي جاده‌ي يخ يزده‌اي را كه ساليان سال است با گل هاي كفش هاي كودكاني كه انگشتانشان را با ها كردن نفس‌هاي خسته اشان گرم مي‌كنند طي كني. صداي اتوبوس هايي كه مسافران خسته راه زندگي را به مقصد مي‌رساند در گوش هايم طنين انداز است  و به اين فكر مي‌كنم كه چقدر سخت است كه سال‌هاي سال صداي مسافران خسته را در كنج خانه‌ي خود احساس كني. خسته از صداي نفس گير جاده، رهايش كردم و به سوي كوچه‌هاي همدم جاده‌هاي پرپيچ و خم زندگي رفتم....


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/04/05ساعت17توسط هما | |